اگر بخواهیم یکی از مهمترین ابزارهای ادارهی کشورها را نام ببریم، بیتردید مالیات در صدر قرار میگیرد. دولتها بدون درآمد مالیاتی نمیتوانند نیروی ارتش و ارتش مناسبی برای محافظت از کشور ایجادکنند. همچنین خدمات آموزشی و درمانی یا حتی جادهها و پلها را متاثر از مالیات هستند. فرانسه به عنوان یکی از قدرتهای قدیمی اروپا، تاریخ بسیار طولانی و پرماجرایی در زمینهی مالیات دارد؛ تاریخی که ترکیبی از بحران و اصلاحات بوده است.
از نظامی پر از تبعیض در دوران پیش از انقلاب ۱۷۸۹ گرفته تا ایجاد مالیات بر درآمد در قرن بیستم و معرفی مالیات بر ارزش افزوده که بعدها الگویی برای بسیاری از کشورها شد، مالیات در فرانسه همیشه بازتابی از کشمکشهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. در ادامه، مسیر طولانی تحول نظام مالیاتی فرانسه را مرور میکنیم تا ببینیم این کشور چگونه از یک سیستم ناعادلانه به یکی از پیچیدهترین نظامهای مالیاتی جهان رسیده است.
نظام مالیاتی فرانسه پیش از انقلاب ۱۷۸۹
برای درک ریشههای نارضایتی مردم فرانسه در آستانهی انقلاب، باید نگاهی به نظام مالیاتی آن زمان بیندازیم. جامعه به سه طبقه تقسیم میشد: روحانیون، اشراف و بقیهی مردم. دو طبقهی اول تقریباً از پرداخت بخش بزرگی از مالیات معاف بودند، در حالی که کشاورزان و طبقهی متوسط تمام بار مالی کشور را به دوش میکشیدند.
مالیاتها هم بسیار سنگین و متنوع بودند. مثلاً مالیات زمین (taille) یا مالیات بر نمک (gabelle) که برای مردم عادی کمرشکن بود. جالب است بدانید که فقط داشتن چند کیلو نمک اضافه میتوانست باعث دردسر مالیاتی شود.این وضعیت باعث میشد مردم احساس کنند نظام مالیاتی نهتنها ناعادلانه است، بلکه برای بقای طبقهی اشراف طراحی شده. همین احساس بیعدالتی یکی از جرقههای اصلی انقلاب بزرگ فرانسه شد.
انقلاب صنعتی و تأثیر آن بر مالیات فرانسه
انقلاب صنعتی که از اواخر قرن هجدهم در انگلستان آغاز شد و به سرعت در سرتاسر اروپا گسترش یافت، برای فرانسه پیامدهای مالیاتی مهمی داشت. اگرچه فرانسه در مقایسه با بریتانیا کمی دیرتر صنعتی شد، اما با گسترش کارخانهها، خطوط راهآهن و شهرنشینی، منابع سنتی مالیات که بیشتر بر کشاورزی متکی بودند، دیگر کافی نبودند. دولت برای تأمین هزینههای روزافزون خود مجبور شد راههای جدیدی برای اخذ مالیات پیدا کند.
در این دوره، مالیاتهای غیرمستقیم اهمیت ویژهای پیدا کردند. کالاهایی مانند نوشیدنیهای الکلی، دخانیات و سوخت به منبع درآمدی پایدار تبدیل شدند. از سوی دیگر، رشد طبقهی کارگر و افزایش دستمزدها باعث شد بحث بر سر مالیات بر درآمد دوباره مطرح شود. طبقهی متوسط که حالا قدرت اقتصادی بیشتری داشت، خواستار نظامی عادلانهتر بود تا ثروتمندان صنعتی نیز سهم بیشتری بپردازند.
یکی از چالشهای بزرگ این دوره، مقاومت اشراف و صاحبان صنایع بزرگ بود. آنها استدلال میکردند که مالیات بر درآمد میتواند رشد اقتصادی را متوقف کند. با این حال، فشارهای اجتماعی و نیازهای مالی دولت در نهایت راه را برای تصویب مالیات بر درآمد در اوایل قرن بیستم هموار کرد. بنابراین، میتوان گفت انقلاب صنعتی نهتنها چهرهی اقتصاد فرانسه، بلکه مسیر تاریخ مالیاتی آن را هم تغییر داد.
انقلاب فرانسه و تغییرات اساسی در مالیات
وقتی انقلاب در سال ۱۷۸۹ شعلهور شد، مالیات یکی از موضوعاتی بود که مردم بیشترین خشم را نسبت به آن داشتند. مجلس ملی به سرعت دست به کار شد و تصمیمهای انقلابی گرفت: همهی امتیازات مالیاتی اشراف و کلیسا لغو شد و اصل «همه در برابر مالیات برابرند» در اعلامیهی حقوق بشر و شهروند نوشته شد.
برای جایگزین کردن نظام قبلی، چهار مالیات مستقیم طراحی شد: مالیات بر زمین، مالیات بر ساختمان، مالیات بر درآمد حرفهای و مالیات سرانه. این اصلاحات در آن زمان بسیار پیشرو محسوب میشدند. اما مشکل بزرگ دیگری وجود داشت: کسری بودجه. دولت برای تأمین منابع مالی، اوراقی به نام Assignat منتشر کرد که پشتوانهاش زمینهای مصادرهشدهی کلیسا بود. ابتدا همه چیز خوب پیش رفت، اما خیلی زود ارزش پول سقوط کرد و تورم مهارناپذیر شد. این تجربه نشان داد که اصلاح مالیات بدون ثبات اقتصادی پایدار، نمیتواند مشکلات را حل کند.
قرن نوزدهم و حرکت به سمت نظام مدرن
با پایان دوران ناپلئون و بازگشت سلطنت، فرانسه وارد قرن نوزدهم شد؛ دورهای پر از دگرگونی. دولتها در این قرن سعی کردند نظام مالیاتی تازهای بسازند که هم درآمد کافی برای اداره کشور بدهد و هم نارضایتی عمومی را به حداقل برساند.
به تدریج مالیاتهای محلی و عوارض گمرکی نظم بیشتری پیدا کردند و مالیاتهای غیرمستقیم، مثل مالیات بر کالاها، جایگاه ویژهای یافتند چون جمعآوری آنها سادهتر بود. با این حال، بحث اصلی قرن نوزدهم معرفی مالیات بر درآمد بود. این ایده بارها مطرح شد، اما هر بار اشراف و ثروتمندان در برابر آن مقاومت کردند. برای همین، فرانسه تا اوایل قرن بیستم همچنان بدون مالیات بر درآمد سراسری به کارش ادامه داد.
قرن بیستم: مالیات بر درآمد، دولت رفاه و TVA
سرانجام در سال ۱۹۱۴، درست در آستانهی جنگ جهانی اول، مالیات بر درآمد در فرانسه تصویب شد. این اقدام تاریخی یکی از بزرگترین تغییرات نظام مالیاتی کشور بود و به دولت اجازه داد هزینههای عظیم جنگ را تأمین کند.
پس از جنگ جهانی دوم، فرانسه وارد مرحلهی تازهای شد که به آن «دولت رفاه» میگویند. دولت نهتنها مسئولیتهای سنتی مانند امنیت و زیرساختها را بر عهده گرفت، بلکه آموزش رایگان، خدمات بهداشتی گسترده و بیمههای اجتماعی را نیز تأمین کرد. این تغییرات طبیعتاً به درآمدهای مالیاتی بیشتری نیاز داشت.
یکی از نوآوریهای مهم قرن بیستم در فرانسه، معرفی مالیات بر ارزش افزوده (TVA) در سال ۱۹۵۴ بود. این مالیات ابتدا یک آزمایش بود، اما آنقدر موفق شد که خیلی سریع به یکی از منابع اصلی درآمد دولت تبدیل شد. بعدها کشورهای زیادی از فرانسه الگو گرفتند و TVA امروز در بیشتر نقاط جهان وجود دارد.
وضعیت مالیات در فرانسه امروز و چالشهای معاصر
امروز فرانسه یکی از بالاترین نرخهای مالیات به نسبت تولید ناخالص داخلی را در جهان دارد. این درآمدها امکان میدهد دولت خدمات گستردهای مثل آموزش رایگان، بیمهی درمانی و حمایتهای اجتماعی را به شهروندانش ارائه کند.
با این حال، مشکلاتی هم وجود دارد. یکی از بزرگترین آنها پیچیدگی قوانین مالیاتی است؛ به طوری که بسیاری از مردم و حتی شرکتها برای پر کردن اظهارنامهی مالیاتی مجبور به استفاده از مشاوران تخصصی هستند. مشکل دیگر فرار مالیاتی است. با وجود قوانین سختگیرانه، همچنان ثروتمندان و شرکتهای چندملیتی راههایی برای فرار یا کاهش مالیات پیدا میکنند.
از سوی دیگر، بحث عدالت اجتماعی دارای ابهامات است. بسیاری از شهروندان فرانسوی احساس میکنند فشار مالیاتی بیش از حد بر طبقهی متوسط وارد میشود. دولت در سالهای اخیر اصلاحاتی انجام داده تا بار مالیاتی بین شرکتها، ثروتمندان و طبقات متوسط عادلانهتر تقسیم شود. در عین حال، فرانسه باید در رقابت جهانی هم خودش را تطبیق دهد، چون اگر مالیاتها بیش از حد بالا باشند، سرمایهگذاران به کشورهای دیگر میروند.
اتحادیه اروپا، جهانیسازی و مالیات در قرن بیستویکم
ورود فرانسه به اتحادیه اروپا و گسترش جهانیسازی در قرن بیستویکم بار دیگر نظام مالیاتی این کشور را در برابر چالشهای تازهای قرار داد. فرانسه دیگر نمیتوانست صرفاً بر اساس سیاستهای داخلی خود مالیات تعیین کند، بلکه باید قوانینش را با مقررات اتحادیه اروپا هماهنگ میکرد. این هماهنگی بهویژه در زمینهی مالیات بر ارزش افزوده (TVA) و قوانین مربوط به تجارت بینالملل بسیار مهم بود.
از سوی دیگر، رقابت مالیاتی میان کشورهای عضو اتحادیه فشار زیادی به فرانسه وارد کرد. برخی کشورها مانند ایرلند یا لوکزامبورگ نرخ مالیات بر شرکتها را بسیار پایینتر تعیین کردند تا سرمایهگذاران خارجی را جذب کنند. این موضوع باعث شد بسیاری از شرکتهای چندملیتی ترجیح دهند دفاتر مرکزی خود را در این کشورها ثبت کنند، در حالی که همچنان در فرانسه فعالیت داشتند.
چالش دیگر، اقتصاد دیجیتال بود. شرکتهایی مانند آمازون، گوگل و فیسبوک درآمدهای هنگفتی در فرانسه کسب میکردند، اما به دلیل خلأهای قانونی بخش زیادی از مالیات را نمیپرداختند. دولت فرانسه با تصویب «مالیات دیجیتال» در سالهای اخیر تلاش کرد این مشکل را حل کند، هرچند این سیاست هنوز موضوع بحث و مذاکره در سطح اتحادیه اروپا و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) است. در مجموع، جهانیسازی و اتحادیه اروپا مالیات را برای فرانسه هم پیچیدهتر و هم حساستر کردهاند.
سفر طولانی مالیات در فرانسه نشان میدهد این ابزار مالی فقط یک سازوکار اقتصادی نیست، بلکه بازتابی از کشمکشهای اجتماعی و سیاسی است. از نظام ناعادلانهی پیش از انقلاب تا اصلاحات بزرگ قرن بیستم، از تجربهی تلخ تورم در دوران انقلاب تا موفقیت جهانی مالیات بر ارزش افزوده، همهی این رویدادها نشان میدهند که مالیات همیشه بخشی جداییناپذیر از تاریخ فرانسه بوده است.
امروز فرانسه با وجود یکی از پیچیدهترین نظامهای مالیاتی دنیا، همچنان به دنبال یافتن تعادل بین عدالت اجتماعی، رقابت اقتصادی و تأمین منابع پایدار است. نگاهی به این تاریخچه به ما یادآوری میکند که مالیات نهتنها عدد و رقم، بلکه داستانی زنده از زندگی و مبارزات یک ملت است.
منابع:
Doyle, William. The Oxford History of the French Revolution. Oxford University Press, 2018
OECD. Revenue Statistics: France. OECD Publishing, 2023
French Ministry of Economy and Finance – official reports on taxation (impots.gouv.fr)